خانه گنجینه اشعار امام زمان (عج)

آسمان بهر تساوی با رُخَت یابن الحسن

  • بروزرسانی: یکشنبه 17 فروردين 1399
  • شناسه: 1751
  • بازدید: 5
  • شاعر: سعدی زمان
  • چاپ:

آسمان بهر تساوی با رُخَت یابن الحسن

آسمان بهر تساوی با رُخَت یابن الحسن

میلادیه حضرت امام زمان عَجّلََ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَّریف

آسمان بهر تساوی با رُخَت یابن الحسن
هر سحر گه آفتابی آرد ای شاه زَمَن
با رُخت یکسان نبیند آفتاب خویش را
شامگاهان حُمرۀ خجلت برُخ سازد عَلن

 

شب بفکر تار زلفت ای شه گردون مدار
رخ بیارآید برنگ عنبر و مشگ تتار
در بر زلفت برای خود نبیند قیمتی
صبحدم گردد ز غم در وی سفیدی آشکار

 

گل بفکر روی تو شب ها بیارآید جمال
تا کند بر تو خودش را در دلآرایی مثال
صبح بیند پیش رویت روی خود را همچو خار
ژاله بر چهرش عرق بندد ز شرم انفعال

 

لیلۀ میلاد تو ای نور حق در سال نور
ماه میبالید بر حسن خود از فرط غرور
تا تجلّی کرد نور روی تو ماه از ندم
زد چنان سیلی بصورت چشم خود را کرد کور

 

تا فروغ حُسن تو بر ماسوا تابنده شد
صدهزاران حُسن یوسف بر جمالت بنده شد
زآن سیه خالی که در خورشید روی هاشمی است
کوکب دُرّیّ ، پیش او ز خود شرمنده شد

 

با وجود حور و غلمان و رُخ زیبا رُخان
مجمع حُسن و دلآرایی است باغات جنان
قائم آل محمّد مهدی موعود را
خوانده طاووس بهشتی خاتم پیغمبران

 

با خیال ابروانت ماه نو ای مه جمال
میکند طی مراحل میرسد تا بر کمال
در کمال خویش می بیند قصور خویش را
رفته رفته باز میکاهد ز غم گردد هلال

 

شهریارا شاهد و مشهود این عالم توئی
علت غائی ز خلق عالم وآدم توئی
انتقام خون جدت کی بگیری از خسان
بر حسین تشنه لب آخر ولیّ دم توئی