اميد به اجابت دعا
خانه گنجینه احادیث شرح حدیث

اميد به اجابت دعا

  • بروزرسانی: سه شنبه 19 فروردين 1399
  • شناسه: 1792
  • بازدید: 45
  • منبع: شرح چهل حديث حضرت مهدي(عج)
  • چاپ:

اميد به اجابت دعا

اميد به اجابت دعا

قال مولانا الامام المهدي-عجل الله تعالي فرجه الشريف-: (رَبِّ مَنْ ذَا الَّذي دَعاكَ فَلَمْ تُجِبْهُ، وَمَنْ ذَا الَّذي سَأَلَكَ فَلَمْ تُعْطِهِ، وَمَنْ ذَا الَّذي ناجاكَ فَخَيَّبْتَهُ، أَوْ تَقَرَّبَ إِلَيْكَ فَأَبْعَدْتَهُ)[1]

ترجمه:

پروردگارا! چه كسى تو را خواند و تو دعايش را اجابت نكردى، و چه كسى از تو درخواست نمود و به او عطا نفرمودى، و چه كسى با تو مناجات كرد و او را نااميد ساختى، يا خود را به تو نزديك نمود و او را دور ساختى؟!

شرح:

اين فقره از دعا، برگرفته از دعاى معروف به دعاى علوى مصرى است. محمّد بن على علوى حسينى مصرى، در مكاشفه اى، خدمت حضرت(عليه السلام)مشرّف شد و اين دعا را از ايشان فرا گرفت و با خواندن آن به مقصودش رسيد.

حضرت در اين دعا ـ كه روح اميد را در انسان زنده مى كند ـ به انسان مى آموزد كه نبايد از دعا كردن و روى آوردن به درگاه ايزد نااميد شد; زيرا خداوند متعال كسى را دست خالى برنمى گرداند و هيچ دعايى را بى جواب نمى گذارد.

در اين جا ممكن است كسى بپرسد: «چه بسيارند دعاهايى كه به اجابت نمى رسند و چه بسا انسان از خدا چيزى را مى خواهد، ولى به او داده نمى شود و ... پس منظور از اين حديث چيست؟» در پاسخ بايد گفت:

اوّلاً، چه بسا، انسان از چيزى كراهت دارد، در حالى كه خير او در آن است و ميل به چيزى دارد كه صلاح او در آن نيست; ولى با اين حال، آن را از ايزد تبارك و تعالى مى خواهد. در اين موارد، خداوند دعاى بنده اش را در ظاهر اجابت نمى كند، ولى به عوض آن، نعمت هاى ديگرى به او مى دهد و يا گناهانش را مى آمرزد.

ثانياً، برآورده شدن حاجات، احتياج به وجود شرايط و نبود موانع دارد. با نبود شرايط و وجود موانع، انسان هر چه دعا كند، حاجتش برآورده نمى شود. هم چنين براى دعا كردن آدابى است كه بايد رعايت شود و بدون رعايت آن ها دعا مستجاب نمى شود. نخستين شرط آن «عبد خدا» بودن است. شرط مهم ديگرش اين است كه دل كسى را نيازرده باشيم. كسى كه دل ديگرى را به ناحق مى شكند، چگونه توقع دارد دعايش مستجاب شود؟ نفرين فرد دلشكسته زودتر به درگاه ايزد مى رسد و مستجاب مى شود.

 

پی نوشت:
[1]. مهج الدعوات، ص281 ; البلدالأمين، ص393 ; بحارالأنوار، ج92، ص267، ح34.