خانه گنجینه معارف زنان برجسته اسلام

فاطمه بنت اسد علیهاالسلام؛ پیشگام در عرصه ایمان و هجرت

  • بروزرسانی: شنبه 02 فروردين 1399
  • شناسه: 1338
  • بازدید: 16
  • نویسنده: محمّدجواد رودگر(1)
  • چاپ:

فاطمه بنت اسد علیهاالسلام؛ پیشگام در عرصه ایمان و هجرت

فاطمه بنت اسد علیهاالسلام؛ پیشگام در عرصه ایمان و هجرت

شخصیت والا و برتر فاطمه بنت اسد علیهاالسلام از بانوان مجاهد و مهاجر صدر اسلام از دو زاویه حقوقی و حقیقی مورد توجه است: نقش ایشان نسبت به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و تربیت حضرت علی علیه السلام . علاوه بر این، از ابعاد و ساحت های معرفتی، ولایی، جهادی و حضور و ظهور در عرصه های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی ایشان نیز سخن به میان می آید.

چکیده

شخصیت والا و برتر فاطمه بنت اسد علیهاالسلام از بانوان مجاهد و مهاجر صدر اسلام از دو زاویه حقوقی و حقیقی مورد توجه است: نقش ایشان نسبت به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و تربیت حضرت علی علیه السلام . علاوه بر این، از ابعاد و ساحت های معرفتی، ولایی، جهادی و حضور و ظهور در عرصه های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی ایشان نیز سخن به میان می آید. از جمله ایمان آگاهانه، بصیرت در دین و پایداری در حفظ و گسترش ارزش های اسلامی، تقرّب وجودی و ایدئولوژیکی ایشان به پیامبر صلی الله علیه و آله و حضرت علی علیه السلام ، زن نمونه بودن، برخورداری از عقلانیت و معنویت گرایی.

کلیدواژه ها: فاطمه بنت اسد، جهاد، هجرت، عقلانیت، ولایت.

مقدّمه

شناخت تحلیلی و فراگیر شخصیت والای فاطمه بنت اسد علیهاالسلام از دو جهت ضروری است:

الف. از زنان نمونه صدر اسلام و الگوی ایمان، جهاد در راه خدا، هجرت، بصیرت و صبر در عرصه های ایدئولوژیکی و سیاسی و اجتماعی است.

ب. مادری نمونه، تأثیرگذار و کارآمد در کانون خانواده و اجتماع است، آن هم مادرِ مرکز حقیقت، فلک حکمت، منبع معرفت و تجسّم عدالت در ساحت های عقلانی، اخلاقی و اجتماعی؛ یعنی قطب عارفان، امیرمؤمنان، پیشوای پارسایان، الگوی مجاهدان، اسوه عابدان و زاهدان حضرت علی علیه السلام ، که مردم داری و حکمت و حکومت از امتیازات برجسته و منحصر به فرد ایشان می باشد و جامعه اسلامی و بشری هماره، بخصوص در عصر جدید، محتاج و مشتاق چنین اسوه های جاودانه انسانی است که فراتر از زمان و زمین و زبان توانسته است نقش مهم و تعیین کننده ای در تاریخ ایفا نماید.

ابعاد شخصیتی

از شخصیت فاطمه بنت اسد علیهاالسلام می توان در دو بخش مباحثی را مطرح نمود:

1. شخصیت حقوقی او در ارتباط با پرورش، سرپرستی و حق مادریِ عقل کل، هادی سُبُل، خاتم رُسُل، بشیر و نذیر، یعنی محمّد مصطفی صلی الله علیه و آله و فرزند یگانه ای است که تشبّه تام و کامل به خدای سبحان پیدا کرد و باید اعتراف نمود که بشر معمولی عاجز از ادراک مقاماتِ غیبی و فتوحات معنوی و وجودی اوست؛ یعنی علی علیه السلام که خود را «عبدٌ من عبید محمّد صلی الله علیه و آله »(2) می نامد. شخصیتی همچون فاطمه بنت اسد علیهاالسلام ، که مادر حقیقی علی علیه السلام (3) و ایفاگر نقش مادری برای محمّد رسول اللّه صلی الله علیه و آله می باشد، از بزرگ ترین افتخارات، امتیازات و شرافت وجودی آن «بانوی نمونه»، مادری اسوه و زنی اهل ایمان و عمل صالح می باشد که مصداق بارز «مَن عَمِلَ صالحا مِن ذَکَرٍ او اُنثی فهو مؤمنٌ فَلَنُحیینَّهُ حیاةً طیّبهً»(نحل: 79) است.(4)

2. شخصیت حقیقی فاطمه بنت اسد علیهاالسلام در حنیف بودن، حقگرایی و توحیدش ظهور یافته است. او پیش از بعثت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بر دین نیایش ابراهیم علیه السلام بود؛ چنان که همسرش ابوطالب علیه السلام نیز دین حنیف و توحید ابراهیمی علیه السلام را داشت(5) و پس از بعثت نبی اکرم صلی الله علیه و آله نیز از اولین زنانی بود که به اسلام گرایش پیدا کرد و با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله پس از خدیجه علیهاالسلام به عنوان نخستین زن بیعت نمود(6) و ابوطالب علیه السلام نیز که همسر فاطمه علیهاالسلام بود، در قالب شعری چنین سروده است:

وَ لَقدْ عَلِمْتُ بانَّ دینَ محمّدٍ     مِن خَیرِ ادیان البریّةِ دنیا(7)

یعنی: هر آینه دانستم که دین محمّد صلی الله علیه و آله از بهترین ادیان بشر در جهان است. و همو به فرزندش جعفر (وقتی دید پیامبر صلی الله علیه و آله در یکی از درّه های مکّه با علی علیه السلام نماز می خواند) گفت: پیش برو و طرف چپ پسر عمویت برای نماز بایست.(8) حال آیا شخصیتی که پیش از ظهور اسلام بر آیین توحیدی و ابراهیمی و پس از ظهور اسلام از زمره اولین مسلمانان و پیروان آیین توحیدی محمّد صلی الله علیه و آله قرار گیرد، دارای مقامات معرفتی، ایمانی، اخلاقی و تربیتی والایی نیست؟ چگونه زنی که این چنین در سایه سار بینش وحیانی و گرایش آسمانی زندگی کرده است، شایسته الگو شدن نباشد؟ انتخاب آگاهانه، آزادانه و مبتنی بر بیداری و پایداری آیین الهی از سوی فاطمه بنت اسد علیهاالسلام او را در مرتبه ای از انسانیت قرار می دهد که شایسته تکریم و تفضیل های سرور عالمیان محمّد مصطفی صلی الله علیه و آله قرار گرفته و خدای سبحان او را لایق مادری علی علیه السلام برگزیده و در خانه خویش کعبه مکرّمه جواز ورودش داده است، در حالی که مریم عذرا علیهاالسلام را چنین مقامی نداد، و این منزلت تنها از حضرت علی علیه السلام نیست که مولود کعبه است، بلکه از موقعیت ممتاز فاطمه بنت اسد علیهاالسلام نیز حکایت می نماید. اینک آیا شایسته تأمّل و تدبّر نیست که مریم مادر عیسی علیهماالسلام صاحب مقام عبودیت، طهارت، رزق معنوی و بهشتی و مقام ولایت باشد(9) و مادر حضرت علی علیه السلام ، که کعبه بر او شکافته شد تا در پناه عنایات و افاضات عینی و رحمانی قرار گیرد، دارای منزلت عبودیت، طهارت، رزق معنوی، بهشتی و مقام ولایت نباشد؟(10) مقام «ولایت» از رهگذر معرفت الهی، عبودیت الهی، محبت الهی، سرعت و سبقت در ایمان و عمل صالح حاصل می گردد که مقام فنای در خدا و شهود ملکوت عالم و آدم و زمامدار مطلق هستی پیدا و پنهان یا شهادت و غیب است؛ «بِیَدهِ مَلکوتُ السّمواتِ والارضِ»(یس: 83)؛ «و کَذلِکَ نُری ابراهیمَ مَلکوتَ السمواتِ والارضِ لِیکونَ مِن الموقنینَ»(انعام: 75) ملکوتی که چشم عقل و دل فاطمه بنت اسد علیهاالسلام ، بدان گشوده شد همان چیزی بود که وی را اهل حقیقت و یقین نمود.

زندگی ظاهری و باطنی

فاطمه بنت اسد بن هاشم بن عبد مناف علیهاالسلام ، با ابوطالب علیه السلام همسر و عموزاده اش و با رسول خدا صلی الله علیه و آله از یک تیره بودند.(11) او نخستین زن هاشمی ای بود که همسرش نیز از خاندان هاشم بود.(12) وی از زنان سابقه دار و مؤثّر در تاریخ اسلام به شمار می آمد، او از حیث ایفای نقش مادری برای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و ایمان و مقاومت در راه هدف توحیدی و الهی و هجرت از مکّه به مدینه سرآمد و نمونه بود. به تعبیر ابوالفرج اصفهانی، او نخستین زنی بود که پس از نزول آیه «یَا اَیُّها النَّبیُّ اِذا جاءَکَ المؤمناتُ یُبایِعنکَ» (ممتحنه: 12) با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بیعت کرد(13) و ابن ابی الحدید نیز به این مطلب، کاملاً معترف بوده است و اشاره کرده(14) که وی یازدهمین مسلمانی است که به اسلام گروید.(15) پس مصداق آیه مبارکه «یَا ایُّها النَّبی اِذا جاءَکَ المؤمناتُ یُبایِعنکَ عَلی اَن لا یُشرکنَ بِاللّهِ و لایَسرِقنَ و لایَزنینَ و لایَقتُلنَ اولادَهُنّ و لایَأتینَ بِبُهتانٍ یَفْتَرینَهُ بَین اَیدیهنّ و اَرْجُلِهِنَّ و لایَعصینَکَ فی مَعروفٍ فَبایعهُنَّ و استغفِر لَهُّنَ اللّهَ اِنّ اللّهَ غَفورٌ رَحیمٌ» (ممتحنه: 12) است که به گفته ابن عبّاس آیه مزبور در مورد ایشان نازل شده.(16)

همچنین او مصداق آیه «والسابقونَ الاوّلونَ مِن المهاجرینَ والانصارِ و الّذینَ اتَّبعوهُم بِاحسانٍ رَضِیَ اللّهُ عَنهم و رَضوُا عَنهُ و اَعدَّ لهم جنّاتٍ تجری مِن تَحتِهاَ الانهارُ خالدینَ فیها ابدا ذلک الفوزُ العظیمُ» (توبه: 100)(17) است. فاطمه بنت اسد علیهاالسلام از جمله زنان بزرگواری بود که فضیلت سبقت و مهاجرت را درک کرد و در آیه دوازدهم سوره ممتحنه، پس از اثبات صفت بیعت با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بسیاری از صفات نکوهیده و رذیله، مثل شرک به خدا، دزدی، زنا، قتل فرزند، افترا و بهتان و مخالفت با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از او سلب شده اند. او از همه آن ها اجتناب کرد. او با پیامبر بیعت نمود که صفات رذیله یاد شده را انجام ندهد و از آن ها دوری کند. او حتی قبل از بیعت و نیز بعد از آن هرگز آلوده به آن صفات زشت نشد و از زنان مؤمن، موحّد، پاک صورت و پاک سیرت بود؛ یعنی به مقام تخلیه و طهارت از ضد ارزش ها و صفات مذموم اخلاقی و رفتاری رسیده بود.

در آیه یکصدم سوره توبه نیز از «سبقت» و «هجرت» به عنوان امتیازات برجسته نام برده شده و در کنار آن فضیلت ها، از صفاتی بسیار مهم، بنیادین و معرفتی معنوی، که از عقیده، اخلاق و اعمال پاک حکایت می نمایند، نیز نام برده شده است؛ همچون پیروی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ، رضایت خدای سبحان از آنان و رضایت آنان از خداوند متعال، آماده شدن بهشت برای آنان که صفت بهشتی بودن را اثبات می نماید و اینکه اهل فوز عظیم و رستگاری اند و فاطمه بنت اسد علیه السلام همه صفات سلبی و ثبوتی در آیات یاد شده را دارا بود؛ چنان که از حضرت جعفر بن محمّد علیه السلام روایت شده است که فاطمه دختر اسد علیهاالسلام نخستین زنی بود که از مکّه به مدینه با پاهای خود به سوی پیامبر صلی الله علیه و آله هجرت کرد و حضرت فرمود: «فاطمه دختر اسد مادر علی علیه السلام جزو یازده تن از "سابقون" در اسلام و از "بدریون" است و هنگامی که آیه «یَا اَیُّها النَّبیُّ اِذا جَاءکَ المؤمناتُ یُبایِعنکَ»نازل شد، فاطمه نخستین زنی بود که با پیامبر صلی الله علیه و آله بیعت نمود.»(18)

شکوه ایمان در بارگاه الهی

با توجه به مباحث پیش گفته، شخصیت ایمانی و الهی فاطمه بنت اسد علیهاالسلام تا اندازه ای روشن شد. در این فراز از نوشتار حاضر، توجه به ایمان این بانوی محترم به خدای تبارک و تعالی و پیغمبران الهی، حتی پیش از بعثت رسول خدا صلی الله علیه و آله ، بر اساس حدیثی از اصول کافی در باب ولادت امیرالمؤمنین علیه السلام ، که شیعه و سنّی آن را نقل کرده اند، قابل توجه است که چگونه وقتی فاطمه بنت اسد علیهاالسلام درد زایمان بر او فشار آورد، به کنار خانه خدا آمد و با این چند جمله، شکوه ایمانش را در پیشگاه الهی و بارگاه قدس ربوبی متبلور ساخت و عرضه داشت:

«پروردگارا! من ایمان دارم به تو و به همه پیغمبران و کتاب هایی که از سوی تو آمده اند و گفتار جدّم ابراهیم خلیل را تصدیق کرده ام؛ همو که این خانه کعبه را بنا کرد.

پروردگارا! به حق همان کسی که این خانه را بنا نهاد و به حق این نوزادی که در شکم من است، ولادت او را بر من آسان گردان.»(19)

در حدیث یاد شده، چند نکته مهم متجلّی اند: الف. ایمان به خدا و وحدانیت الهی؛ ب. ایمان به انبیای الهی علیهم السلام ؛ ج. ایمان به ابراهیم خلیل الرحمن علیه السلام ؛ د. ایمان به کتاب های آسمانی نازل شده بر پیامبران خدا؛ ه. ایمان به خانه خدا و قداست و عظمت آن؛ و. شناخت فرزندش حضرت علی علیه السلام و جایگاه و منزلتش نزد خدای متعال؛ ز. توسّل به انوار قدسی پیامبران، خانه خدا و شخصیت حضرت علی علیه السلام . آیا این ها همه از معرفت، ادب و تکامل روحی و معنوی فاطمه بنت اسد علیهاالسلام حکایت نمی نمایند؟

در احادیثی دیگر، از شخصیت متعالی و هوشیار فاطمه بنت اسد علیهاالسلام نسبت به مقام و منزلت حضرت محمّد و علی علیهماالسلام سخن به میان آمده است.(20) همچنین پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله پس از دفن فاطمه بنت اسد علیهاالسلام به عمّار فرمود: «به خدا سوگند! من از قبر فاطمه بیرون نیامدم، جز آنکه دو چراغ از نور دیدم که نزد سر فاطمه آوردند و دو چراغ دیگر از نور نزد دست های او بود و دو چراغ از نور در کنار پاهایش و دو فرشته که بر قبر او گماشته شده بودند و تا روز قیامت برای او استغفار می کنند.»(21)

نحوه عملکرد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در مراسم وفات، کفن و دفن فاطمه بنت اسد علیهاالسلام در شناخت عمیق تر مقام والای او بسیار تنبّه آمیز و بصیرت بخش است؛ چنان که شیعه و سنّی نقل کرده اند: رسول خدا در مراسم تشییع و کفن و دفن او حاضر شدند و تابوت او را بر دوش گرفتند و در حَفر قبر نیز شرکت کردند و سپس داخل قبر گردیدند و در آن خوابیدند و آن گاه پیراهن خود را بیرون آوردند و دستور دادند فاطمه را در آن پیراهن کفن کنند و در قبر بگذارند.(22) امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: «چون فاطمه دختر اسد بن هاشم وفات کرد، رسول گرامی او را در پیراهنشان کفن کردند و بر او نماز خواندند و در نماز، بر او هفتاد تکبیر گفتند و وارد قبرش شدند و با دستانشان قبر را وسیع کردند و محکم گرداندند. آن گاه از قبر خارج شدند، در حالی که اشک از دیده فرومی ریختند و با دستان خویش، خاک بر روی لَحَد ریختند.»(23)

از سوی دیگر، فاطمه بنت اسد علیهاالسلام نیز هنگام ولادت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به کمک آمنه علیهاالسلام مادر آن حضرت آمد و چون حضرت محمّد صلی الله علیه و آله به دنیا آمد، نوری پدیدار شد که مابین شرق و غرب را فراگرفت و موجب تعجب و شگفت آن دو گردید و فاطمه بنت اسد علیهاالسلام داستان نوری را که مشاهده کرده بود، به ابوطالب علیه السلام بشارت داد.(24) این موضوع نیز دست کم بر دو مطلب دلالت می نماید:

1. حضور فاطمه بنت اسد هنگام تولّد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و کمک به آمنه بنت وهب، مادر بزرگوار پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ؛

2. شهود نور فراگیر و مسلّط بر شرق و غرب عالم.

حال آیا نحوه رفتار پیامبر اکرم در وفات فاطمه بنت اسد علیهاالسلام و حضور عارفانه و شاهدانه او هنگام تولّد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بر والایی منزلت آن زن نمونه و قرب وجودی او نزد خدا و رسول خدا صلی الله علیه و آله دلالت نمی نماید؟

سیمای ایمانی معرفتی

در این بخش، به پنج گفتار راهگشا و عمیق از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله درباره شخصیت فاطمه بنت اسد علیهاالسلام استناد می کنیم:

1. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از فاطمه بنت اسد علیهاالسلام چنین یاد کردند: «او پس از ابی طالب، بهترین خلق خدا به لحاظ رفتار با من بود. او مادر دیگر من پس از مادرم بود. ابوطالب نیکی می کرد و صاحب سفره بود و فاطمه ما را بر طعامی که تهیه دیده بود، گرد می آورد و از هر غذایی که بود، سهم مرا از دیگران بیشتر می داد تا دوباره برگردم.»(25)

2. فاطمه بنت اسد علیهاالسلام شنید که پیامبر صلی الله علیه و آله می فرمودند: «مردم در روز قیامت عریان حضور پیدا می کنند.»

فاطمه علیهاالسلام گفت: وای بر من از چنین کار وقیحی!

حضرت فرمودند: «من از خداوند درخواست می کنم تا شما را پوشیده برانگیزاند.»

همچنین فاطمه علیهاالسلام شنید که پیامبر درباره عذاب قبر سخن می گفتند. عرض کرد: «وای از ناتوانی در آن روز!»

حضرت فرمود: «من از خداوند درخواست می کنم تا شما را از این بابت کفایت کند.»(26)

3. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «در قبرش خوابیدم تا فشار قبرش را سبک گردانم و پیراهنم بر او پوشاندم تا از لباس بهشتی بپوشد.»(27)

4. پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله پس از تدفین فاطمه بنت اسد علیهاالسلام فرمودند: «فرشتگان افق را پر کردند و درِ بهشت را برای او (فاطمه) گشودند و فرش های بهشتی را برای او گستردند و ریحان بهشتی به ملاقات او آمدند و او در روح و ریحان و نعمت بهشتی غوطه ور است و قبرش باغی از باغ های بهشت است.»(28)

5. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «جبرئیل به من خبر داد که او اهل بهشت است و خداوند به هفتاد هزار فرشته امر کرده که بر او نماز بخوانند.»(29)

در اینجا، به برخی از سخنان علما و اندیشمندان بزرگ اسلامی در خصوص شخصیت معرفتی، اخلاقی، ایمانی و معنوی فاطمه بنت اسد علیهاالسلام اشاره می کنیم:

الف. عبدالله بن عبّاس می گفت: «او نخستین زنی است که پیاده و با پای برهنه از مکّه به مدینه هجرت کرد و نخستین زنی است که پس از خدیجه با پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در مکّه بیعت کرد.»(30)

ب. زهری گفته است: «پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فاطمه را دیدار می کرد و در خانه اش می خوابید. او زنی شایسته بود.»(31)

ج. جمال الدین ابوالفرج عبدالرحمن بن جوزی می گوید: او زنی بود که اسلام آورد و از بانوان صالحه بود.»(32)

د. سید محسن امین گفته است: «او از پیشگامان در اسلام و نخستین زن مهاجر به مدینه بود.»(33)

در پایان، به دو نکته مهم در باب شخصیت فاطمه بنت اسد علیهاالسلام اشاره می کنیم:

1. فاطمة بنت اسد علیهاالسلام از زنان مهاجر به مدینه بود که به همراه حضرت علی علیه السلام و فاطمه زهرا علیهاالسلام به سوی پیامبر صلی الله علیه و آله حرکت کردند و در «ضجنان» در طول شبانه روزی که در آنجا توقف کرده بودند، حضرت علی علیه السلام آن شب را با «فواطم» یا به نماز و یا به ذکر خدا در حال ایستاده و نشسته و خوابیده، به سر آوردند و تا سپیده دم چنین کردند. سپیده دم نماز صبح را حضرت علی علیه السلام با ایشان به جای آورد و پس از آن، منزل به منزل را با یاد خدا طی می کردند تا به مدینه رسیدند. وحی الهی پیش از ورود به مدینه، در شأن آن ها نازل شد: «الّذینَ یَذکرونَ اللّه قیاما و قعودا و علی جُنُوبِهم و یَتفکَّرونَ فی خَلقِ السّمواتِ والارضِ» تا آنجا که در پاسخ آن ها آیه شریفه می فرماید: «فَاستجابَ لهم رَبُّهم اَنّی لا اُضیعُ عَملَ عاملٍ مِنکم مِن ذَکَرٍ او اُنثی.» (آل عمران: 189 195) لفظ «ذَکَر» اشاره به حضرت علی علیه السلام و «انثی» اشاره بر فواطم (فاطمه بنت رسول الله، فاطمه بنت اسد علیهماالسلام و فاطمه بنت زبیر) دلالت دارد.(34)

2. امام صادق علیه السلام فرمودند: «فاطمه بنت اسد، مادر امیرالمؤمنین علیه السلام ، نخستین زنی بود که با پای پیاده از مکّه به مدینه به سوی پیامبر خدا صلی الله علیه و آله هجرت کرد. او از نیکوکارترین مردم به پیامبر خدا صلی الله علیه و آله بود. شنید که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: روز قیامت مردم همانند روز تولّد، عریان برانگیخته می شوند. ایشان از این عریانی ناراحت شد. پیامبر فرمودند: از خداوند می خواهم که تو را پوشیده محشور نماید. نیز شنید که پیامبر در باب فشار قبر می فرمودند. او از ناتوانی در آن روز شکوه کرد. حضرت فرمودند: از خدای بزرگ درخواست می کنم که شما را در این زمینه کفایت کند.»(35)

اینک با توجه به مباحث مطرح شده، به چند اشارت درباره شأن و شخصیت حضرت فاطمه بنت اسد علیهاالسلام بسنده می نماییم:

اشارت اول: فاطمه بنت اسد علیهاالسلام دارای فکری نورانی و روحی لطف و درونی پاک بود که خدای سبحان توفیق ایمان حقیقی و عمل صالح به او بخشید و او را همسر ابوطالب علیه السلام ، که مسلمانی فداکار، مجاهد و حامی همه جانبه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بود، قرار داد(36) و باطن الهی توحیدی او را ظرف وجود و پرورش حضرت علی علیه السلام گرداند. پس او مصداق «بَلَدةً طیّبة» (اعراف: 57) و «کلمةً طیّبة» (ابراهیم: 22 24) بود. این وجود مبارک آیت کبری(37) الهی شد؛ یعنی ابوالائمّه علی علیه السلام را در دامان خویش پرورش داد و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز او را به منزله مادر خویش خواند.

اشارت دوم: فاطمه بنت اسد علیهاالسلام الگویی از زنان اهل بصیرت دینی، معرفت دینی و در عین حال، هجرت و جهاد در راه خدا و پایداری در راه اهداف توحیدی بود و در عین حال، اهل سبقت در ایمان نیز به شمار می رفت. پس علم و معرفت،(38) تقوای الهی(39) جهاد در راه خدا(40) سبقت در اسلام و ایمان آوردن را،(41) که از معیارهای فضیلت و برتری و مراحل تکامل علمی و عملی و سلوک معرفتی و معنوی است، دارا بود و بنا بر نصّ آیه قرآن، که در شأن حضرت علی علیه السلام و فواطم نازل شده است،(42) اهل تفکر و تذکر و از جمله صاحبان لبّ و خردورزی بود. پس در حقیقت، وی تفسیر عینی و واقعی بر جمله «عقولُ النساءِ فی جمالهنّ و جمالُ الرجالِ فی عقولُهم»(43) نیز به شمار می رفت. پس، از نبوغ فکری و فرهنگی، بینش سیاسی و اجتماعی، طهارت فکری و فعلی برخوردار بود؛ همچون حضرت خدیجه علیهاالسلام و سمیّه آل یاسر در راه تعالی ایمان و ترویج ارزش های اسلامی تلاش ها و مجاهدت های فراوانی داشتند و دوشادوش پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و حضرت علی علیهماالسلام و مجاهدان و مهاجران در راه اسلام کوشش نمودند و در دوران غربت اسلام، از آن حمایت کردند. و این مقام معنوی بسیار ستودنی و مهم است.(44)

اشارت سوم: فاطمه بنت اسد علیهاالسلام در اثر صلاحیت فکری و روحی و استعداد درونی و ظرفیت وجودی اش، شایسته این مقام منیع بود که از انوار و لمعات ملکوتی و رحمانی دو انسان کامل، که صاحبان مقام ممتاز نبوّت و ولایت بودند، یعنی حضرت محمّد مصطفی صلی الله علیه و آله و حضرت علیّ مرتضی علیه السلام ، بهره های وافی و کافی ببرد و چون مریدی گرد وجود آن مرادهای جاودانه الهی بگردد و سلوک خَلقی و خُلقی، تجلّی تکوینی و تهذیبی، جذبه سلوکی و سلوک جذبه ای خویش را مرهون و مدیون آنان باشد. کمتر انسان های اهل فضیلت بوده اند که شایستگی یافته اند تا در پرتو هدایت، حمایت، ارشادها و اشارت های انسان های کاملی همچون پیامبر اکرم و حضرت علی علیهماالسلام قرار گیرند و چه شگرف و شگفت و در عین حال، شیرین و دلنشین است که پیر راه و خضر طریق و مرشد حکیم انسان سالکی همچون فاطمه بنت اسد علیهاالسلام ، پیامبر و علی علیهماالسلام باشند که پدران امّت اند! و چه زیبا و صادقانه فاطمه بنت اسد علیهاالسلام مرید و شاگرد آنان شد و تعالی وجودی و رقای معنوی و معرفتی یافت و جاودانه تاریخ گردید و تشبّه و تخلّق به اسوه های حسنه جست و خود اسوه ای برای سالکان کوی حقیقت و اسلام مداران و دین داران گشت.

اشارت چهارم: فاطمه بنت اسد علیهاالسلام جامع عقل و دل و معرفت فکری و باطنی بود و پذیرش توحید پیش از بعثت نبی اکرم صلی الله علیه و آله و قبول اسلام پس از بعثت و نثار و ایثار در راه دین و دین داری و شهود انوار غیبی هنگامه تولّد سیّد کائنات عالم و عقل کل و خاتم رسل و توسّل به نوزاد در رحم هنگام ولادت حضرت علی علیه السلام در خانه خدا گواه صادقی بر این حقیقت است که او مصداق بارز آیت کریمه «اِنّ فی ذلکَ لَذکری لِمَن کانَ له قلبٌ اَو الَقَی السّمعَ و هوُ شهیدٌ»(45) است و از چشم و دل شهودی و گوش جان برای درک حقایق و ترنّمات و نغمات غیبی برخوردار بود و توانست از دو چشم و دو گوش و دو قلب خویش(46) یعنی قوای ظاهری و باطنی وجود خود بهره کافی و شافی ببرد.

اشارت پنجم: فاطمه بنت اسد علیهاالسلام مؤیَّد به تأییدات الهی و قدسی بود و کتاب علم او را پیامبر اسلام امضا کرد و بهشت، جایگاه او و فرشتگان، استقبال کننده اش بودند و از چنان موقعیتی برخوردار بود که در تشییع جنازه اش، پیامبر جنازه او را بر دوش گرفت و همچنان زیر جنازه اش بود تا به قبر رسید و جنازه را بر زمین نهاد و داخل قبر شد و در آن خوابید و آن گاه برخاست و جنازه اش را در قبر نهاد و سپس سر خود را به طرف او خم کرد و مدتی طولانی سخنانی با او گفت و در آخر، سه بار به او فرمود: پسرت! آن گاه بیرون آمد و خاک بر روی قبر ریخت و سپس خود را روی قبر او انداخت و حاضران شنیدند که می فرمود: «لااله الاالله اللّهم اِنّی اِستَودِعُها ایّاکَ»؛ معبودی جز خدای یکتا نیست، پروردگارا! او را به تو می سپارم.(47)

نتیجه آنکه فاطمه بنت اسد علیهاالسلام به حقیقت، مصداق «اِلیهَ یَصعدُ الکَلِمُ الطّیّبُ و العملُ الصالحُ یَرفَعُه» (فاطر: 10) بود و از زنان نمونه صدر اسلام و پیشگامان عرصه ایمان، توحید، جهاد و هجرت به شمار می رفت و شخصیت برجسته دینی در دو حوزه درک دینی و درد دینی و شایسته الگوپذیری و اسوه گیری برای همه اصحاب اسلام و بخصوص زنان و دختران مسلمان در دوران کنونی است. امید است جامعه اسلامی و علوی، بخصوص نسل جوان، با این بانوی مسلمان و نمونه بیش از پیش آشنا شود.

 

پی نوشت ها:
1. دکترای عرفان اسلامی، عضو هیأت علمی پژوهشگاه «فرهنگ و اندیشه اسلامی».
2. اصول کافی، ج 1، ص 89 و 90، باب الکون و المکان.
3. شیخ مفید، الارشاد، ج 1، ص 2 / شیخ عباس قمی، تاریخ زندگی حضرت علی علیه السلام ، ص 14 / سیدهاشم رسولی محلاّتی، زندگی امیرالمؤمنین علیه السلام ، چ هشتم، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1377، ص 14 15.
4. ر. ک: عبداللّه جوادی آملی، زن در آینه جلال و جمال، چ سوم، قم، اسراء، 1377، ص 90 91.
5. علی محمّد علی دخیّل، فاطمه بنت اسد، ترجمه صادق آئینه وند، تهران، امیر کبیر، 1362، ص 12.
6. ابن الصباغ مالکی، الفصول المهمّه، ص 31.
7. علی محمّد علی دخیّل، پیشین، ص 13.
8. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 1، ص 5 و طبق حدیثی در اصول کافی، ج 1، ص 448 امام صادق علیه السلام حکایت ابی طالب را حکایت اصحاب کهف دانست که ایمان خود را مخفی داشتند و تظاهر به شرک کردند و خداوند دوبار به آن ها پاداش داده است.
9. مریم: 17 و 18 / تحریم: 12 / آل عمران: 37، 42، 43، 45 و ر. ک: عبدالله جوادی آملی، پیشین، ص 144 173 / عبدالله جوادی آملی، ولایت در قرآن، تهران، رجاء، چ چهارم، 1375، ص 276.
10. ر. ک: محمّد دیلمی، ارشاد القلوب / سیدمحسن امین عاملی، اعیان الشیعه / شیخ صدوق، الامالی، محمدباقر مجلسی، جلاء العیون / همو، بحارالانوار / شیخ صدوق، علل الشرائع.
11. سیدجعفر شهیدی، علی از زبان علی یا زندگانی امیرالمؤمنان علیه السلام ، چ هشتم، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1378، ص 6.
12. سیدمحسن امین، پیشین، ج 3، ص 10.
13. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبییّن، ص 5.
14. ابن ابی الحدید، پیشین، ج 1، ص 6.
15. همان.
16. سبط بن جوزی، تذکرة الخواص، ص 10.
17. ر. ک: ناصر مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، ج 8، ص 99 111.
18. هاشم بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج 4، ص 227؛ و در زمینه شرایط بیعت، رابطه بیعت زنان و شخصیت اسلامی آنان ر. ک: ناصر مکارم شیرازی و دیگران، پیشین، ج 24، ص 44 50 و ج 22،ص69 78.
19. محمدبن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج 3، ص 301 313 / محمّدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 5، ص 307 / علاّمه امینی، الغدیر، ج 6، ص 21 به بعد / حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج 3، ص 483.
20. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 25، ص 70، 179، 180 / ابن اثیر، اسدالغابة، ج 5، ص 517.
21. سیدهاشم رسولی محلاتی، پیشین، ص 15.
22. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 25، ص 70، 80، 179 و 180 / ابن اثیر، پیشین، ج 5، ص 517.
23. حاکم نیشابوری، پیشین، ج 3، ص 108.
24. سیدهاشم رسولی محلاّتی، پیشین، ص 12.
25. توفیق ابوعلم، الامام علی؛ رجل الاسلام المخلّد، ص 33 / ابن حجر عسقلانی، الاصابة فی التمییز الصحابه، ج 4، ص 369 / ابوالمؤیّد الموفق خوارزمی، مقتل الحسین علیه السلام ، ج 1، ص 33.
26. سبط بن جوزی، پیشین، ص 12.
27. عمادالدین بن یحیی بن ابی کبر العامری، شرح بهجة المحافل، ج 1، ص 232.
28. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 9، ص 17.
29. حاکم نیشابوری، پیشین، ج 3، ص 108.
30. سبط بن جوزی، پیشین، ص 13.
31. همان، ص 12.
32. جمال الدین ابوالفرج ابن الجوزی، صفوة الصفوة، ج 2، ص 28.
33. سیدمحسن امین، پیشین، ج 42، ص 250.
34. علی محمّد علی دخیّل، پیشین، ص 24 25.
35. محمد بن یعقوب کلینی، پیشین، ج 1، ص 422.
36. ر. ک: محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 35، ص 68 183 / علاّمه امینی، پیشین، ج 7، ص 49 330 / عبداللّه شیخ علی الخنبیزی، ابوطالب مؤمن قریش.
37. محمّدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 36، ص 1.
38. مجادله: 11.
39. حجرات: 13.
40. نبأ: 95 / توبه: 20.
41. حشر: 10 / توبه: 100.
42. آل عمران: 190 195 / ر. ک: ناصر مکارم شیرازی و دیگران، پیشین، ج 3، ص 243 251.
43. محمّدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 103، ص 224.
44. ر. ک: عبداللّه جوادی آملی، زن در آینه جلال و جمال، ص 290 304 / علی محمّد علی دخیّل، زنان بزرگ اسلام، ج 2، ص 9 34.
45. ق: 37 / نیز ر. ک: محمّد بن یعقوب کلینی، پیشین، با ترجمه و شرح فارسی، چ پنجم، اسوه، 1381، ج 3، ص 307، حدیث سوم.
46. حج: 46 / مولی محسن فیض کاشانی، تفسیر الصافی، مشهد، مطبعة سعید، ج 3، ص 383 و 384 / سیدمحمّدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 14، ص 389، معرّب، چاپ ایران / ناصر مکارم شیرازی و دیگران، پیشین، ج 14، ص 145 146.
47. سیدهاشم رسولی محلاّتی، پیشین، ص 14 و 15 / سیدمهدی شمس الدین، بانوان نمونه، قم، دارالفکر، 1376، ص 35.