• بروزرسانی: سه شنبه 27 اسفند 1398
  • شناسه: 1219
  • بازدید: 65
  • منبع: اصول کافی
  • چاپ:

مخالفت با ظالم

مخالفت با ظالم

صفوان جمال گويد: بر امام كاظم عليه السلام وارد شدم ، حضرت فرمود: اى صفوان ! همه كارهاى تو خوب است جز يك كار.

عرض كردم: فدايت شوم چه كارى؟

حضرت فرمود: اينكه شترهايت را به اين مرد (هارون الرشيد) كرايه مى دهى.

عرض كردم: به خدا سوگند براى كار بيهوده و سفر حرامى كرايه نداده ام بلكه براى سفر حج كرايه داده ام ، علاوه خودم در اين سفر شركت ندارم بلكه غلامان خود را مى فرستم تا سر پرستى كنند.

حضرت فرمود: اى صفوان ! تو شترهاى خود را كرايه داده اى؟

عرض كردم : بله.

فرمود: آيا مى خواهى هارون و دستگاه او باقى بماند تا اينكه كرايه تو را بدهد؟

عرض كردم: بله.

امام عليه السلام فرمود: هر كسى كه بخواهد آنها باقى بمانند از آنهاست و هر كس كه از آنها باشد در آتش جهنم است.

صفوان گويد: رفتم و همه شترهايم را فروختم ، خبر فروش شترها به هارون رسيد، مرا خواست و گفت : اى صفوان ! به من خبر رسيده است كه شترهايت را فروختى.

گفتم: بله.

گفت: چرا فروختى؟

گفتم: پير و از كار افتاده شدم و غلامان هم درست به كارها رسيدگى نمى كنند.

هارون: نه اين طور نيست ، من مى دانم چه كسى تو را به فروش شترها راهنمايى كرد. موسى بن جعفر تو را به فروش آنها فرا خواند.

گفتم: مرا با موسى بن جعفر چه كار؟

هارون گفت: اين حرفها را رها كن ، اگر سوابق همكارهايى گذشته ات نبود تو را مى كشتم.

 

منبع:
اصول كافى ، باب الثناء قبل الدعا.