خانه مجله حمرا فرهنگ نام ها

نام های ایرانی با شروع حرف آ

  • بروزرسانی: چهارشنبه 13 فروردين 1399
  • شناسه: 1685
  • بازدید: 8
  • نویسنده: مدیر سایت
  • چاپ:

نام های ایرانی با شروع حرف آ

نام های ایرانی با شروع حرف آ

فهرست نام های ایرانی با شروع حرف آ و الف برای دختر و پسر در ادامه همین مطلب به همراه معنی آن گردآوری شده است.

آبان : نام ایزد آب در دین زرتشتی

آبان دخت : دخترآبان ، نام زن داریوش سوم

آبتین : نام پدر فریدون پادشاه پیشدادی

آتوسا : قدرت و توانمندی، دختر کوروش و زن داریوش اول

آتنا : الهه عشق و مهربانی یونانی

آدینا : الهه زیبایی‌ها

آذرنوش‌ : شیرین و دل انگیز

آذرخش : صاعقه

آذین : زیور، طاق نصرة‌، تزئین، آرایش

آراد : نام فرشته‌ای است موکل بر دین و تدبیر امور و مصالحی که بروز آراد متعلق است، روز بیست وپنجم از هر ماه شمسی که آن را ارد نیز گویند و در این روز نو بریدن و نو پوشیدن را نیک و سفر و نقل و تحویل شوم می شمردند.

آراه : نام فرشته موکل روز بیست و یکم از ماه پنجم در آئین زردشت

آرتا : پاک و مقدس

آرتام : والی فریگه در زمان کوروش هخامنشی

آرتمن : نام فرزند داریوش بزرگ و برادر بزرگ خشایارشا است.

آرتمیس : از ایزدان اسطوره‌ای یونان و خدابانوی شکار و ماه و حاصلخیزی، نام یکی از فرماندهان جنگی خشایارشا شاه

آرتین : عاقل و زیرک، نام پهلوان ایران در زمان منوچهر پادشاه پیشدادی

آرزو : کام ، مراد ، معشوق ، امید

آرش : درخشان، آفتاب، جد بزرگ اشکانیان – پهلوان کمانگیر ایرانی در لشگر منوچهر

آرشام : بسیار قوی – پدر بزرگ داریوش بزرگ هخامنشی

آرشان : فرزند اردشیر دوم هخامنشی

آرشیدا : در عرش و ملکوت، نام ترکی، دختر

آرمان : آرزو – خواهش – امید

آرمیتا : آرامش یافته، کلمه ای زردشتی است

آرمیلا : نام دختران در ایران باستان شاه خوارزم بکتاش

آرمین : آرام گرفتن – پسر کیقباد پادشاه پیشدادی

آرنا : نژاد آریایی

آروید : خرد آریایی

آروین : تجربه، آزمایش، آزمون

آریا : آزاده نجیب – یکی از پادشاهان ماد – مهمترین نژاد هند و اروپائی

آریا فر : دارنده شکوه آریائی

آریا مهر : دارنده مهر ایران – از سرداران داریوش سوم

آریتا : با فضیلت، پرهیزکار، نام یونانی، دختر

آرین : سفید پوست آریائی

آزا : سالم - نام کردی و لُری و لَکی

آزاده : دلیر و بی باک، رها

آزرم : شرم، مهر، محبت، عشق

آزرمدخت : یکی از ملکه های ساسانی

آزیتا : آزاده

آسام : عصا (معنای تحت اللفظی آن عصای پیری پدر و مادر)، نام لری، پسر

آسو : افق، نام کردی، پسر

آفر : آتش – ماه نهم سال شمسی

آفره دخت : دختر آتش – دختری که در ماه آذر به دنیا آمده است.

آکام : سرانجام، نام کردی، پسر

آکو : قله کوه، نام کردی، پسر

آگرین : آتشین، نام یک کوهستان در کردستان، نام کردی، دختر

آلا: بیرق، پرچم، (تلفظ با تشدید ل)، نام کردی، دختر و پسر

آلان : نام کوهستانی در کردستان، نام کردی، دختر

آله : دختر مو بور، (تلفظ با تشدید ل)، نام کردی، دختر

آماندا : در امن و امان، نام ترکی، دختر

آمیتیس : شاهزاده خانم ایرانی نوهٔ کیاکساد پادشاه ماد

آناهیتا : الهه آب

آندیا : فرشتهٔ کوچک، دختر پاک، تششع خورشید، یکی از تمدن‌های عالی آغاز هزاره اول پیش از میلاد در حاشیه رود قزل اوزن، نام همسر بابلی اردشیر شهریار هخامنشی است.

آنیسا : به معنی مانند عشق، ایرانی، نام دختر

آوات : امید و آرزو، نام کردی، دختر و پسر

آوان : نام کوهستانی در کردستان، نام کردی، پسر

آونگ : شبنم – نام کردی

آویسا: به سان آب

آهو : شاهد، معشوق، یکی از همسران فتحعلی شاه قاجار

آیدا : نامی اروپایی، ترکی، عربی. ترکی:در ماه، اروپایی و عربی: پاداش و هدیه، دختر، شاد، ماه – نام ترکمنی

آیدان : از ماه، آفریده شده ازماه، زیبا چهره‌ای که از ماه آمده باشد، نام ترکی، دختر

آیسان : مانند ماه، نام ترکی، دختر

آیشن : مهشاد، نام ترکی، دختر

آیلا : هاله اطراف ماه وسایرسیارات، شفق، درخشش، نام ترکی، دختر

آیلار : ماهان، ماه‌ها، مجازا به معنی زیبارو، نام ترکی، دختر

آیناز : مهناز، نام ترکی، دختر

آیلین: هاله ماه، نام ترکی، دختر

نام های ایرانی - لیست الف

اتابک : به معنی پدر بزرگ، نگاهدارنده، نام ترکی، پسر

اتسز : نام ترکی، لاغر و استخوانی، از پادشاهان خوارزم

اختر : ستاره، علم، درفش، فرشتهٔ موکل کرهٔ زمین

ارد : خیر و برکت، فرشته نگهبان ثروت - نام چند تن از پادشاهان اشکانی

اردشیر : نام پادشاه ساسانی، اردشیر بابکان بنیانگذار سلسله ساسانیان

اردوان : پادشاه اشکانی

اردلان: (مرکب از: ارد درستی و راستی و پارسائی + لان مزید مؤخر) - اسم طایفه‌ای از ایلات کرد ایران که در سنندج مسکن دارند. اهالی آن از دیگر طوایف بحسن خلق و جلادت امتیاز دارند.

ارژن : نوعی درخت کوهی نام کردی

ارژنگ : آرایش، کتاب مانی نقاش، پهلوان تورانی که به دست طوس کشته شد، نام دیوی در شاهنامه

ارسلان : شیر، دلیر و شجاع، نام پادشاه سلجوقی، نام ترکی، پسر

ارسیا : زلال و شفاف مانند اشک چشم- به کسر الف اول - مرکب از ارس (اشک چشم) + یا نسبت

ارشیا : تخت واورنگ پادشاهی

ارغوان : نام درختی با گل و شکوفه‌های سرخ رنگ، نام مغولی، دختر

ارمغان : هدیه، تحقه، سوغات، نام مغولی، دختر

ارنواز : دختر جمشید شاه پیشدادی، نوازش شده اهورا

اروانه : نام گلی کوهی است - نامی کردی

استدیریکا : مرد دانشمند

استر : ستاره، برادرزاده مردخای و همسر خشایارشا

اسرین : اشک (زلال)، نام کردی / اورامی/ هورامانی، دختر

اسفندیار : پسر گشتاسب که بدست رستم کشته شد، پاک آفریده شده

اشکان : منسوب به اشک، بنیانگذار پادشاهی پارت، همانند اشک (پاک و زلال)

اشکبوس : پهلوان دارای جامه کبود رنگ / (اَشک +کَبوس یا (کَبوث)/ «اشک» به معنی «پهلوان» و «کَبوس یا کَبوث» به معنی «رنگ کبود» و در مجموع اَشک کَبوس یا اَشکَبوس -که به سکون کاف نیز خوانده می‌شود- به معنی «پهلوان دارای جامه کبود رنگ» می‌باشد / اشکبوس در شاهنامه نام پهلوان کوشانی است که به کمک افراسیاب آمد، اما به دست رستم کشته شد.

افسانه : داستان، سرگذشت، شهرت یافته

افسون : نام شاعری پارسی گوی در هندوستان در قرن نوزدهم میلادی، سحر و جادو، حیله و تزویر

افشین : سردار ایرانی که بابک خرمدین را دستگیر کرد. با همت

افشار : شریک، رفیق نام ایل نادر شاه

اکوان (آکمین) : مردی که هم نبرد رستم بود

الهه : پرستش کردن، ماه نو، آفتاب، بت

الهام : به دل افکندن، در دل انداختن

الناز : مایه فخر و ناز ایل و تبار. نامی ترکی برای دختران

امید : (به زبان پهلوی امیت) نام پدر آذرپات، آرمان، انتظار، آرزو

انوش (آنوشا) : بی مرگ، استوار و جاوید، دختر مهرداد ششم

انوشروان : دارندهٔ روح جاویدان، لفب خسرو اول پادشاه ساسانی

انوشه: خوش و شاد، آفرین

اورنگ : عقل و کیاست، تخت پادشاهی، نام فرستادهٔ پادشاه کشمیر به یمن

اوژن : شکست دهنده، دشمن برانداز

اوستا : اساس و بنیان، پناه و ملجأ، نام کتاب آسمانی زردشت

اهورا : (اهورامزدا) نام خداوند، صاحب

ایاز : نام غلام ترک سلطان محمود غزنوی، بزرگ و پاینده

ایده : فکر نو

ایران : نام پسر هوشنگ، منسوب به آریا، محل زندگی آریانژادان

ایراندخت : دختر ایران، نام مرکب

ایرج : یاری‌دهندهٔ آریائی‌ها، نام پسر فریدون، پادشاه و پهلوان ایرانی

ایزدیار : نامی در ویس و رامین، فرزند مسعود غزنوی، کسی که خداوند یار اوست