خانه مجله حمرا فرهنگ نام ها

نام های ایرانی با شروع حرف س

  • بروزرسانی: پنجشنبه 14 فروردين 1399
  • شناسه: 1694
  • بازدید: 9
  • نویسنده: مدیر سایت
  • چاپ:

نام های ایرانی با شروع حرف س

نام های ایرانی با شروع حرف س

فهرست نام های ایرانی با شروع حرف سین برای دختر و پسر در ادامه همین مطلب به همراه معنی آن گردآوری شده است.

سارا : خالص - زبده - شاهزاده خانم - بی غل و غش

سارک : سار کوچک، پرنده‌ای سیاه رنگ و بزرگ‌تر از گنجشک

سارنگ : نام سازی شبیه به کمانچه

ساره : خالص، بی‌آلایش - نامی کردی

سارینا : پاک، ناب - خالص، مقدس

ساسان : سؤال کننده، رئیس معبد آناهید استخر که خاندان ساسانیان به او منسوبند

ساغر : پیاله شرابخوری، جام

سام : بلند مرتبه - جهان پهلوان ایرانی و جد رستم

سامان : ترتیب، نظام، زندگی

سانا : سهل و آسان

ساناز : کمیاب، نادر، زودقهر نام گلی است - اسمی ترکی است

سانیار : حامی و یار و پشتیبان - نامی کردی

ساویز : خوش‌اخلاق، مهربان - نامی کردی

ساهی : آسمان صاف - نامی کردی

ساینا : سیمرغ، دانا و با خرد، فرشته پیروزی، خاندانی از موبدان زردشتی

سایه : منطقه تاریک پشت هر جسم، حمایت

سپنتا : مقدس

سپند : اسفند

سپهر : آسمان، نام فرزند کیخسرو

سپهرداد : بخشیده آسمان - داماد داریوش هخامنشی

سپیدار : درخت سفید

سپید بانو : بانوی سفید و درخشان

سپیده : سحرگاه، سپیدی چشم

ستاره : کرات آسمانی که در شب می‌درخشند

ستایش : پرستش شده، سپاس، مورداحترام، یکی ازنام‌های خداوند

ستی : دختر، سیت

سحر : سپیده دم، بامداد، پگاه

سرافراز : سربلند، متکبر

سرمد : همیشگی، دائم

سرور : رئیس، پیشوا

سروش : شنیدن و فرمانبرداری - فرشته مظهر اطاعت

سرور : شادمانی، خوشحالی

سنبله : یک خوشه گندم

سوبار : اسب سوار - لغت زند و پازند

سودابه : دختر زا - سود ده

سوران : اسم شاخه اصلی زبان کردی، نام پسر

سوری : سرخ رو، نام دختر اردوان پنجم

سورن : خانواده‌ای در دوره اشکانیان که قدرتمند بودند

سورنا : سردار دلیر و خردمند پارتی

سوزان : سوزنده، ملتهب

سوزه : سبزه، نامی لری و کردی

سوسن : گلی به رنگهای سفید، کبود، زرد و حنایی

سوشیانت : برگزیده دینی

سومار : نام قبیله‌ای کردی

سولان : نام گلی است، نامی کردی

سولماز : زنی که پیر و پژمرده نمی‌شود

سوگند : شاهد گرفتن خدا یا بزرگی را گویند

سوین : شادباش، عشق، علاقه، محبت شدید

سها : نام ستاره‌ای در دب اصغر (اسم دختر)

سهراب : سرخ روی، نام پسر رستم که در جنگ با رستم فرمانده سپاه تورانیان بود

سهره : پرنده‌ای خوش آواز، با پرهای سبز و زرد

سهند : کوه آتشفشان قدیمی در آذربایجان

سهیل : بسیار آسان

سهیلا : سهل، سهیل، بسیار آسان، بسیار روان، دراشعار به معنی آتش، ملایم و لطیف

سیامک : مجرد - نام پسر کیومرث

سیاوش : دارنده اسب سیاه، فرزند کیکاووس که ناجوانمردانه و بی گناه به قتل رسید

سیبوبه : مانند سیب، دانشمند شهیر ایرانی، منصف الکتاب

سیروس : صورت یونانی نام کورش پادشاه مشهور ایرانی

سینا : گشایش دهندهٔ دل، مرد دانشمند، نام پدر شیخ ابوعلی سینا، سینه، سوراخ کننده، کوه طور سینا

سیما : چهره. صورت، قیافه، نشان و علامتی که شناخته شود بدان خیر و شر، (غیاث اللغات)، نشان، علامت. (منتهی الارب)

سیمدخت : دختر نقره‌ای و سفید

سیمین : نقره‌ای، سفید، روشن براق

سیمین دخت : دختر نقره‌ای و سفید

سیروان : نام رودی در منطقه اورامان کردستان ایران، نام کردی، پسر

سمیرا : دختر گندمگون