خانه مجله حمرا فرهنگ نام ها

نام های عربی با شروع حرف د و ذ

  • بروزرسانی: پنجشنبه 14 فروردين 1399
  • شناسه: 1713
  • بازدید: 30
  • نویسنده: مدیر سایت
  • چاپ:

نام های عربی با شروع حرف د و ذ

نام های عربی با شروع حرف د و ذ

فهرست نام های عربی با شروع حرف دال و ذال برای دختر و پسر در ادامه همین مطلب به همراه معنی آن گردآوری شده است.

داوود رضا : (پسرانه) (عبری ـ عربی) از نام های مرکب، داوود و رضا.

دردانه : (دخترانه) (عربی ـ فارسی) 1- (به مجاز) بسیار محبوب و گرامی، عزیزکرده، ناز پرورده؛ 2- (به مجاز) نیز فرزند بسیار گرامی.

درسا : (دخترانه) (عربی ـ فارسی) (دُر= مروارید، لؤلؤ + سا (پسوند شباهت))، 1- شبیه به دُر؛ 2- (به مجاز) گران قیمت و ارزشمند.

درناز : (دخترانه) مروارید ناز.

درین : (دخترانه) (عربی ـ فارسی) (دُر + ین (پسوند نسبت)) 1- از دُر، ساخته شده از دُر؛ 2- (به مجاز) گران بها و قیمتی.

دریه : (دخترانه) (عربی ـ فارسی) (دُر + ایه (پسوند نسبت))، مانند دُر، درخشان، روشن.

دلیله : (دخترانه) 1- راهنما، هدایت کننده، 2- (اَعلام) (در تورات) (به معنی معشوقه) معشوقه ی شمشون یا سامسون، که راز نیرومندی او را یافت و با افشای آن به دشمنان وی، موجب گرفتاری او شد.

دنیا : (دخترانه) (در نجوم) کیهان؛ جهان، گیتی.

دهگان : (پسرانه) (معرب از فارسی دهگان) 1- کشاورز، مالکِ ده؛ 2- (در قدیم) (به مجاز) ایرانی؛ 3- (به مجاز) زرتشتی؛ 4- (در قدیم) (به مجاز) هر یک از دانایان و راویان تاریخ و اساطیر ایران؛ 5- بزرگ و حاکم ولایت.

دیار : (پسرانه) (جمعِ دار)، سرزمین، کشور، موطن، زادگاه.

دَیّان : (پسرانه) 1- قاضی، داور، حاکم، پاداش دهنده؛ 2- یکی از اسما الهی؛ 3- (در اوستا، dayān) به معنی فرمانده.

اسم های عربی - حرف ذ

ذاکر : (پسرانه) آنکه خدا را ستایش می کند، آن که ذکر خدا می گوید؛ یاد کننده ی خدا؛ یاد کننده.

ذاکره : (دخترانه) (در قدیم) ذاکر.

ذبیح : (پسرانه) (در قدیم) ذبح شده، مذبوح.

ذبیح الله : (پسرانه) 1- قربانی شده برای خدا، سر بریده برای خدا؛ 2- (اَعلام) لقب حضرت اسماعیل(ع) و به قولی لقب اسحاق نبی که هر دو فرزند ابراهیم خلیل(ع) بودند.

ذکرالله : (پسرانه) یاد خدا، ذکر خدا، یاد کردن از خدا.

ذکری : (پسرانه) (جمع ذِکرَیات) یاد، یادگار، یادبود، خاطره.

ذکیه : (دخترانه) (مؤنث ذکیّ) به معنای تیز هوش و با هوش، زن تیز خاطر.

ذلفا : (دخترانه) 1- دختر سفید روی؛ 2- (اَعلام) شاعره معاصر خلفای عباسی، دختر ابیض زن و معشوقه ی نجده ی ابن اسود.

ذوالفقار : (پسرانه) 1- در لغت به معنی صاحب فقرات، و فقره هر یک از مهره‌های پشت است که ستون فقرات از آن مرکب است؛ 2- (به مجاز) شمشیر؛ 3- در اصل نام شمشیر حضرت علی(ع) که پیامبر اسلام(ص) آن را در جنگ بدر به غنیمت گرفت و بعدها به آن حضرت داد.