• بروزرسانی: سه شنبه 27 اسفند 1398
  • شناسه: 1217
  • بازدید: 91
  • منبع: منتهی الامال
  • چاپ:

نهى از منكر

نهى از منكر

روزى امام كاظم عليه السلام از در خانه بشر حافى در بغداد مى گذشت كه شنيد صداى ساز و آواز و ازخانه او بلند است و كنيزى براى ريختن خاكرو به در خانه آمده است.

امام عليه السلام به او فرمود: اى كنيز! صاحب اين خانه آزاد است يا بنده مى باشد؟

كنيز گفت : آزاد است.

امام عليه السلام فرمود: راست گفتى آزاد است كه اين چنين گناه مى كند، اگر بنده بود از مولاى خود مى ترسيد.

وقت كنيز برگشت مولاى او بشر بر سفره شراب بود، از او پرسيد چرا  دير آمدى؟

كنيز ماجراى صحبت خود با امام عليه السلام را براى او بيان كرد. بشركه سخن امام عليه السلام را از زبان كنيز شنيد پاى برهنه دويد .و يه خدمت امام كاظم عليه السلام رسيد و ضمن عذرخواهى واظهار شرمندگى و گريه ازكار خود توبه كرد.

 

منبع:
منتهى الامال ، باب نهم، ص 782.